هــــــــــــــــــــیژده

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سال 95» ثبت شده است

وقتی یه چیزی رو  دیلیت میکنی میرو تو ریسای کلبین و ممکنه بازم چشمت بهشون بیفته. باید کلا نابودش کرد. بعضی وقتا یه زمانهایی از عمر رو باید شیفت دلیت کرد. فروردین 95 یکی از اون چیزاس.

ماهی که گذشت سی و یک روز نبود. سیصد و شصت و پنج روز بود. واقعا اندازه ی یکسال واسه ی من طول کشید. طول کشیدن همراه با زجر.  اینقدی که من از یکم اردیبهشت خوشحال شدم، از یک فروردین نشدم. خیلی ماه عنی بود. مثلا امروز عیده. عید همتون مبارک


امضا: 18 خوشال


۱۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۳۸
هیژده ...

ما سه نفریم. پدر، مادر و من. من سر میز این شکلی میشینم. میدونم! خیلی احمقانه و مسخره س. ولی اینجوری میشینم. امسال اینجوری آغاز شد:


باب: 18 تو رو خدا مث آدم بشین.

من: چشم (و خودمو جمع و جور کردم)

باب: من اگه برگردم عقب به دندونام و زانوهام خیلی توجه میکنم.

من: مام... تو اگه برگردی عقب چیکار میکنی؟

مام: من؟...........من اینقد حرص نمیخوردم.

من: ینی چی؟

مام: من خیلی حرص الکی خوردم. حرصهایی که میتونستم نخورم. اتفاقایی که قرار باشه بیفته، میفته. من پشیمونم

من: مثلا چی؟

مام: هممممممممممه چی. هرچی که فکرشو بکنی. درس خوندن شماها. کارِتون. زندگیتون و تمام اتفاقایی که افتاد. من اگه به هیشکدوم این اتفاقا فکر نمیکردم یا اینقد حرص هم نمیخوردمم میفتاد.

من: ایول


بحث تموم شد.

مامانم خیلی حرف معمولی ای زد ولی همین حرف معمولی هدف منو تو سال جدید تعیین کرد. این حرفش بدجوری به دلم نشست. آرامش... خیلی چیز خوبیه. آدم آروم خیلی جذابه. خیلی آرومه. سال 95 سال آرامش (و البته اقدام و عمل) نامگذاری میشه.



ما یه آشنایی داریم که دختره. یه دختر چاق که تو دوره ای که الان این چسب نواری روی میز من هم میتونه لیسانس بگیره، طرف رفوزه شد! رفوزه!!! میتونین متصور بشین؟ تو این دوره! طبق محاسبات و اعداد و ارقام روی کاغذ همچین آدمی زیاد جالب به نظر نمیرسه.

بحث تلاش نکردن نیستا. نمیگم حکمت یا قسمت یا شانس. اتفاقه. اتفاقهایی که رخ میدن. نمیدونم چجوریا ولی میفتن.

همون آدم، بعد از ازدواج الان تو تگزاس امریکاس و داره انگلیسی صحبت میکنه. جایی که خیلی آدمای درس خونده و تلاش کرده، نتونستن برن. جایی که خیلی ها که به مراتب بالاتر از اون بودن نتونستن برن. ولی اون دختر چاق الان اونجاس...


وقتی اینجوری به قضیه نیگاه کنی، دیگه حرص نمیخوری. تلاشتو میکنیا ولی درگیر نمیشی. تمام اتفاقایی که تا حالا تو زندگیمون افتاده رو مرور کنیم. جایی که هستیم رو ببینیم. جایی که دوس داشتیم باشیم رو هم ببینیم. خیلی اتفاقا میفتن بدون اینکه ما توش سهمی داشته باشیم.
واقعیت اینه که اتفاق ها میفتن و تنها کاری که از دست ما برمیاد اینه که لبخند بزنیم، شل کنیم و لذت ببریم.


پ.ن.1: این کلیپ رو بالای 100 بار دیدم. تقدیم به همه ی شماها که میخوایین سال آرومی داشته باشین.اینجا

پ.ن.2: اگه این سوال رو از من میپرسیدن که من اگه برگردم عقب چیکار میکردم؟ میگفتم اصن به دنیا نمیومدم. اصصصصصصصصلن


امضا: 18 آروم

۲۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۴۸
هیژده ...
عید هممون مبارک. اینم عیدی من...


امضا: 18 در حالی که از نظر روحی اصلا در شرایط خوبی نیس

۲۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۰۰
هیژده ...